۱۳۹۶ تیر ۱۳, سه‌شنبه

حس ششم

سلام

احساس مى كنم كه در آستانه يك كودتا قرار داريم. كودتايى با حمايت ارتش، دولت و برخى از سپاهيان عليه رهبر و دارو دسته اش!

۱۳۹۶ تیر ۱۰, شنبه

احمق سالارى

سلام

اگر اكثريت يك كشور رو احمق ها تشكيل بدن، دموكراسى تلاشيه براى پيدا كردن احمقى كه تمام حماقت هاى اون اكثريت رو نمايندگى كنه.

۱۳۹۶ تیر ۴, یکشنبه

تيرول جنوبى

سلام

آخر هفته تمديد شده يا بقولى بين التعطيلين رو اومديم تيرول جنوبى. يه منطقه كوهستانى توى اتريشه كه بعد جنگ جهانى افتاده دست ايتاليايى ها. مى شه پاچه چكمه شون!
يه خونه ارزون گرفتيم تو يه دهات دور افتاده بين دره هاى صعب العبور. يك ساعت و نيم آخر مسير رو از توى جنگل و كوهستان و گردنه هاى حيران اومديم. يه بارون سيل آسايى هم گرفته بود. همش تو ذهنم بود كه الان سيل مى آد. از اين سيل ها كه گاوهاى چند تنى توش دست و پا مى زنن و آب خيلى راحت اونا رو با خودش مى بره. البته سيل نيومد و از فرداى اون روز هم هوا آفتابى شد.
دهاتى كه توش هستيم، هنوز دهاته. يعنى يه خيابون داره با چند تا مغازه بى ربط كه از كله سحر بازن تا ظهر. بعدش هم دو سه ساعتى دم غروب باز مى كنن و دوباره مى رن خونه هاشون. بغير از سوپرماركت به نسبت بزرگى كه داره، باقى مغازه ها دكورى ان. يعنى معلومه كه طرف سال هاست اين مغازه رو داره ولى از جاى ديگه اى پول در مى آره. از كفش فروشى با كفش هاى تك سايزى كه به پاى هيچ كس نمى خوره بگير تا كتابفروشى اى كه دو تا گيتار برقى خاك خورده و كلى اسباب بازى عتيقه تو ويترينش داره و آرميچرسازى. بنظر مى آد كه صنعت تابستونى شون چوب برى و شراب سازى باشه. زمستون ها هم كه از اسكى و توريست كسب درآمد مى كنن. ولى ده با اصالتيه. يعنى خونه هاى جديدشون رو هم هماهنگ با بافت قديمى اش ساختن و اينطور نيست كه چند تا آپارتمان نخراشيده شهرى ساز اين ور و اون ور ده پيدا كنى. شهرى سازهاش هم سقف و در و پنجره چوبى دارن و در نظر اول تو ذوق نمى زنن. نمى دونم چرا تو ايران حتما بايد زور بالاى سر مردم باشه كه نيان وسط يه دهات شمال، يه آپارتمان چهارطبقه مكعبى شكل بسازن. انگار كه وقت ساخت و ساز كه مى شه، طرف در كل فراموش مى كنه كه چرا از اينجا خوشش اومده و چرا مى خواسته اينجا يه خونه بسازه. مى گيره همون آپارتمان بى شكل و قواره شهرى اش رو كه ازش به روستا فرار كرده، بدون هيچ كم و كاستى، كپى مى كنه و يه ديوار بلند و بد شكلى هم دورش مى كشه كه يعنى هيچ كس به ما نزديك نشه. توى خونه اش هم بدون شك تكراريه از توى خونه شهرى اش. من درك نمى كنم كه چه اصراريه به اين توليد مثل انبوه!
اين دهات ولى هنوز دهاته. با اينكه خونه هاى چهارطبقه هم داره، ولى هنوز مرزهاشون چپرهاى نصفه و نيمه است و كسى نمى ترسه كه همسايه زمينش رو بدزده. همه خونه ها سبك دهات رو حفظ كردن و هر ساختمونى پر از گل و گلدونه. يعنى از هر سوراخى يه دسته گل دراومده و از هر تير چوبى يه گلدون آويزونه. خيلى زيباست. همه خونه ها رنگ و وارنگن و هيچ خونه اى شبيه ديگرى نيست. لازم نيست كه ستون هاى رومى هوا كنن كه متمايز باشن. همينكه يه گلدون مى ذارن پاى پنجره شون كافيه، چون هيچ گلى شبيه ديگرى نيست. زرد، آبى، قرمز، صورتى، سفيد ... اصلا هر خونه اى انقدر رنگ و وارنگه كه دلت مى خواهد ساعت ها نگاهش كنى.
روز اول با ماشين رفتيم توى جنگل. يه جايى ماشين رو گذاشتيم و پياده از توى يه جاده خاكى رفتيم تو دل جنگل. همون اولش كه بوى تازه جنگل و چوب خيس و علف رفت توى شش هام فهميدم كه خيلى دلم براى جنگل تنگ شده. يه طعمى داره كه هر چقدر هم كه بشنوى اش باز سير نمى شى. درخت هاى كاج خيلى صاف و مرتب رفته بودن بالا و از لابلاشون علف هاى سبز و گل هاى جنگلى سرك كشيده بودن بيرون. گل هاى ريز و كوچولويى كه همين كوچك بودنشون وادارت مى كنه كه با دقت بيشترى نگاهشون كنى و از زيبايى شون لذت ببرى ...

اين چند خط بالا رو توى همون داهات نوشتم. بعد يه چرت بعدظهر دلم هواى نوشتن كرد و همينطور مطلب اومد. اون موقع به خودم گفتم كه باقيش رو بعد تكميل مى كنم. ولى وقتى برگشتيم، كرختى شهر گرفتتم و ديگه نتونستم بنويسم. زندگى ماشينى و سريع، تمام مغز آدم رو مى گيره. عين يه گيره مى چسبه به مخت و نمى ذاره به هيچ چيز ديگه اى فكر كنى.
مدت هاست كه مى خوام بنويسم و سه تار بزنم و كتاب بخونم و هزار جور آرزو دارم. ولى نمى شه. يجورايى غرق شدم توى باتلاق كار و هر چى دست و پا مى زنم كه بيام بيرون، بيشتر فرو مى رم. زندگى ماشينى داره مى بلعدم!

۱۳۹۶ خرداد ۲, سه‌شنبه

راى مريخى

سلام

راى دادم! شايد بى انگيزه ترين رايى بود كه در زندگى ام دادم و خواهم داد. هنوز هم نمى دونم كه كار درست چى بود. غبطه مى خورم به مردمى كه انقدر سريع تصميم مى گيرن و براش تبليغ هم مى كنن.  براى اغلبشون موضوع كاملا روشنه. انگار كه از قبل تصميمشون رو گرفته باشن، فقط دنبال مقالات و فيلم هايى مى گردن كه تصميمشون رو تاييد كنه. طبيعيه كه اغلب بحث ها هم به نتيجه اى نمى رسه. البته خيلى ها مدعى شدند كه چند نفر رو متقاعد به راى دادن كردن. نمى دونم، شايد من رو هم بطور هرچند غيرمستقيم.
در كل هر بار كه بحث انتخابات مى شه، بيشتر از پيش متوجه تفاوتم با بقيه مى شم. تفاوتى دردناك كه چرا من در كل يجور ديگه فكر مى كنم؟ چرا كسى حرف من رو نمى فهمه و من هم استدلال هاى اون ها رو نمى فهمم. انگار از يه كره ديگه اومدم!

۱۳۹۶ اردیبهشت ۳, یکشنبه

انتخابات رياست جمهورى ٩٦

يك تحليل متفاوت 👇🏼👇🏼👇🏼
‏🇮🇷
١- بحث انتخابات و كنش سياسى يك بحث سياه و سفيد نيست. اينطور نيست كه يك دوراهى باشد، يك راه به دره برود و ديگرى به مرتعى سبز. هزاران راه و نظر وجود دارد و هيچ كس نمى تواند ادعا كند كه راه درست را يافته است. همه بر اساس هزاران فرض و پيش فرض نظريه مى دهند. بنابراين شايد درست تر اين باشد كه نظراتمان و انتقاداتمان را كمى با شك و ترديد بيان كنيم و بحث سياسى را با طرفدارى از تيم هاى قرمز و آبى اشتباه نگيريم‼️
‏🇮🇷
٢- همانقدر كه راى دادن يك كنش سياسى است، تحريم هدفمند هم مى تواند يك كنش سياسى باشد. همانقدر كه تحريم از روى نااميدى يك بى تفاوتى سياسى است، راى دادن از روى عذاب وجدان و احساس وظيفه هم يك بى تفاوتى سياسى است. سياست يك معادله رياضى نيست كه هميشه يك راه حل و يك جواب واحد داشته باشد. در علوم سياسى و اجتماعى، براى يك صورت مسئله واحد، در زمان هاى مختلف و باتوجه به شرايط، راه حل هاى متفاوتى وجود دارد. بنابراين شايد شرايطى وجود داشته باشد كه در آن تحريم، موثرتر از شركت در انتخابات باشد❗️
‏🇮🇷
٣- تحريم هدفمند به معناى اعلام عدم رضايت از نظام راى گيرى موجود است. يعنى يك اهرم فشار به حكومت كه اگر به مردمى بودنش اصرار دارد، نبايد در ردصلاحيت ها زياده روى كند. تحريم هدفمند قرار نيست پوزه كسى را به خاك بمالد، بلكه قرار است پيامى بدهد به حكومت كه مردم ناراضى اند و بايد فضاى سياسى بازتر شود. در واقع تنها سلاح باقيمانده براى يك اپوزوسيون مردمى است كه از قدرت سياسى برخوردار نيست❗️
‏🇮🇷
٤- تحريم در انتخابات ٩٢ چه معايبى مى توانست داشته باشد⁉️
در صورتى كه در دور گذشته تحريم صورت مى گرفت، حداكثر ١٢ ميليون راى كمتر به صندوق ها ريخته مى شد (مقايسه كنيد درصد مشاركت در انتخابات تحريم شده ٨٤ را با انتخابات ٨٨ كه از آن استقبال گسترده شد). حتى اگر تمام اين راى ها از آراى روحانى كم مى شد، در نهايت روحانى و قاليباف به دور دوم مى رفتند و يكى از اين دو انتخاب مى شد. درواقع مقالاتى كه به رياست نرسيدن سعيد جليلى را دليلى براى شركت در انتخابات مى دانستند، بر پايه يك تحليل غلط استوار بودند❗️بنابراين هزينه تحريم، احتمالا رياست جمهورى قاليباف بود كه يك اعتدال گرا است با گرايش اصولگرايى. فراموش نكنيم كه روحانى نيز يك اعتدال گراست با گرايش اصلاح طلبى (توجه شود به تاسيس حزب اعتدال و توسعه در سال ٧٨ با حمايت رفسنجانى).
با توجه به عزم نظام در رهايى از تحريم (توجه شود به حمايت رهبرى و سخنانش درباره نرمش قهرمانانه)، يك دولت اعتدال گرا به هر صورت به سمت رفع تحريم ها حركت مى كرد. اما اينكه دولت قاليباف به اندازه دولت روحانى در مذاكرات پيش مى رفت، جاى شك و ترديد دارد. بنابراين هزينه يك تحريم هدفمند، احتمالا طولانى تر شدن مذاكرات و به عقب افتادن برجام بود. توجه شود كه دولت اوباما و اروپا نيز به دنبال توافق بودند و اين مذاكرات از طرف ديگر هم دنبال مى شد. همچنين توجه شود كه رييس جمهور و تيم مذاكره كننده، همگى از دولتمردان و سياستمداران مورد اعتماد نظام بودند و اينطور نبوده كه با روى كار آمدن روحانى، سر كار بيايند (روحانى: نماينده رهبر در شوراى امنيت ملى، ظريف: معاون وزير خارجه در دوران رفسنجانى و خاتمى، عراقچى: سخنگوى وزير خارجه در دوران احمدى نژاد و غيره). از نظر اينجانب، در امور داخلى ايران تغيير قابل ملاحظه اى ايجاد نشده كه در صورت رياست جمهورى قاليباف قابل دسترس نمى بود❗️
‏🇮🇷
٥- مزيت تحريم در انتخابات ٩٢ چه مى توانست باشد⁉️
تحريم هدفمند به نظام حاكم اخطار مى داد كه نارضايتى هاى سال ٨٨ هنوز كنترل نشده و نمى توان فضاى سياسى را بست (توجه شود به گشايش فضاى سياسى بعد از كنترل ناآرامى هاى ٨٨، مانند تبديل شدن اصولگرايانى مثل مطهرى به منتقدين نظام، منحرف خواندن ياران احمدى نژاد، تلاش براى سركوب افراطى ها و نيروهاى سرخود و غيره). اين تحريم مى توانست اصلاحات را همچنان حفظ كند و از نابودى تدريجى اين جريان جلوگيرى كند (توجه شود به عدم مشاركت سياسى اصلاحات و عدم وجود نامزد اصلاح طلب در انتخابات جارى، خانه نشينى و بالا رفتن فشار به محمد خاتمى، پايين آمدن انتظارات مردمى از اصلاحات، جايگزينى اصلاح طلبى با اعتدال گرايى، تندروتر شدن جناح مقابل و افزايش خواسته هاى تندروها، قدرت نمايى دوباره نيروهاى سرخود از جمله حمله به سفارت عربستان، نفى تمام و كمال طرح آشتى ملى خاتمى از طرف رهبرى كه به معناى عدم تمايل براى قبول جريان اصلاحات و ايجاد تغيير است و غيره). ضمن اينكه در صورت انتخاب قاليباف و عدم حضور اصلاحات، اختلافات درون جناحى اصولگرايان بيشتر نمايان شده و به تعداد و قدرت نيروهاى منتقد نظام افزوده مى شد (مشابه درگيرى هاى درون جناحى بين احمدى نژاد و برادران لاريجانى كه به حذف احمدى نژاد منجر شد. فراموش نشود كه رفسنجانى نيز در چنين شرايطى به منتقد نظام تبديل شد وگرنه ايشان در زمان رياست جمهورى خاتمى همان عاليجناب سرخپوش بود❗️). يعنى در كنار حفظ اصلاحات به عنوان يك جريان سياسى منتقد، احتمالا جمعى از اصولگرايان نيز به صف منتقدين مى پيوستند و فشار بر نظام براى رسيدن به مطالبات مردمى بيشتر مى شد❗️
‏🇮🇷
٦- سوال اينجاست كه در انتخابات پيش رو، كدام راه موثرتر است⁉️
حدس مى زنم كه انتخاب دوباره روحانى مسجل باشد (توجه شود كه هيچ كدام از نامزدهاى ديگر در سطح كشور و عموم مردم شناخته شده نيستند و در يك فرصت ٤ هفته اى براى تبليغات، عموم مردم چهره هاى آشنا را انتخاب كرده و تغيير راى نمى دهند. رهبر نيز بطور مستقيم از كسى حمايت نكرده و عموم مردم قادر به تشخيص فرد مورد حمايت ايشان نخواهند بود. لطفا در تحليل ها مطالعات سياسى عموم و ميزان مطالعه سرانه درنظر گرفته شود!). در حال حاضر شاهد شدت گرفتن رد صلاحيت ها هستيم و مى بينيم كه فشار نظام بر نيروهاى منتقد بيشتر از گذشته است (متاسفانه شور و شعف ناشى از رد صلاحيت احمدى نژاد باعث شده كه مردم به ردصلاحيت ها توجه نكرده و حتى از آن راضى هستند. درحاليكه اگر به ٦ فرد تاييد صلاحيت شده و افراد رد صلاحيت شده توجه كنيم، در مى يابيم كه با ادامه اين روند در آينده هيچ منتقدى فرصت مشاركت سياسى نخواهد يافت). در شرايط فعلى شاهد هستيم كه مطالبات منتقدين نظام هر روز كمتر شده و درعوض مطالبات تندرويان بيشتر مى شود (توجه شود به درخواست جنتى به حذف اقليت هاى مذهبى از انتخابات شهر و روستا در برابر درخواست خاتمى براى آشتى. همچنين توجه شود به كوتاه آمدن از درخواست رفع حصر و كمرنگ شدن آن در مطالبات مردمى). در چنين شرايطى و با درنظر گرفتن انتخابات چهار سال آينده و رييس جمهورى كه هشت سال بر كرسى رياست خواهد نشست (يكى از برادران لاريجانى؟ امكان حضور ظريف هست⁉️ چهره اصلاح طلبى باقى مانده كه رد صلاحيت نشود⁉️). سوال اينجاست كه آيا منطقى است كه از انتخابات استقبال گسترده و نظام را به برقرارى و ادامه فضاى بسته سياسى تشويق كنيم❓(توجه شود كه تغيير رهبرى در طى چند سال آينده صورت خواهد گرفت و فضاى سياسى حاكم تعيين كننده سرنوشت ايران براى دهه هاى آتى خواهد بود).
‏🇮🇷
٧- طبيعى است كه اينگونه برنامه ها نمى توانند از طرف مردم و بطور خودجوش اداره شوند و احتياج به يك حزب تاثيرگذار دارند. بنابراين همه رو فراموش كنين و برين هر كارى كه دلتون مى خواد بكنين‼️

۱۳۹۶ فروردین ۷, دوشنبه

نامه اول

ليشت عزيزم سلام،

من معصوم نيستم! راستش را بخواهى، هيچ وقت هم نخواهم شد. چند سالى است كه عطايش را به لقايش بخشيده ام. نمى توانم. ديده ام كه نمى توانم.
بگذار يك اعتراف ديگر هم بكنم. ديرفهم هستم. براى شناخت يك چيز به زمان نياز دارم. اگر چيزى در ذهنم حك شود، تغييرش زمانبر است. اين است كه فقط يك بار اشتباه نمى كنم. شايد يك اشتباه را بارها تكرار كنم. شايد بارها عذرخواهى كنم و دوباره همان اشتباه را تكرار كنم. باور كن اين به دليل عدم اهميتم به يك موضوع نيست. اين به معناى عذرخواهى هاى سرسرى و از دل برنيامده نيست. اين جزيى از فرايند يادگيرى من است. همانطور كه بارها زمين خوردم تا راه رفتن را ياد بگيرم. همانطور كه بارها واژه اى را اشتباه نوشتم. همانطور كه بارها به مادرم خشونت بيجا كردم. هر بار كه اشتباهى مرتكب شوم، بى اندازه ناراحت مى شوم. انگار كه هنوز باور نكرده ام آن عدم معصوميت را. و خودت بهتر مى دانى كه اين هم از خودبزرگ پندارى ام است. شايد هم همين خودبزرگ پندارى است كه فرايند تغييرم را كند مى كند.
مى دانم كه چه آشى است! فقط هم اينها نيست. آش پر ادويه و شورى است. شايد از دور خوش بو و خوش رايحه باشد، ولى تو كه چشيده اى مى دانى كه چيست. من هم مى دانم. چيز مزخرفى است. بايد بستش به آب. رقيقش كرد. صافش كرد. سنگ خورده هايش را جدا كرد و دوباره گذاشتش روى اجاق كه جا بيفتد. شايد از يك قابلمه آش درب و داغان، يك ديگ آش خوب در بيايد.
نمى دانم كه ارزشش را دارد يا نه!

دوستدار تو
...
تهران، ٧ فروردين ١٣٩٦