کُنج
نمایش پستها با برچسب
۱۰۶
.
نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب
۱۰۶
.
نمایش همه پستها
۱۳۹۱ اسفند ۶, یکشنبه
ﺧﻮاﺑﻨﻤﺎ
ﺳﻼﻡ
ﭼﻨﺪ ﺷﺐ ﭘﻴﺶ ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ و ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ اﻭﻣﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮاﺑﻢ. ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ. ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩاﺷﺖ ﻭﺳﺎﻳﻠﺶ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ میﻛﺮﺩ. اﻭﻥ ﺩﻭ ﺗﺎی ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻢ ﺷﺎﻝ و ﻛﻼﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ و ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ. نمیﺩﻭﻧﻢ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺘﻦ ﻳﺎ اﺯ ﻛﺠﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻪ میﺧﻮاﻥ ﺑﺮﻥ ﻧﻴﺎﻭﺭاﻥ ... ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﻛﻪ ﻧﮕﺮاﻧﻢ!
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)