۱۳۹۱ اسفند ۲۰, یکشنبه

مرگ یک بار، شیون یک بار

سلام

باید یه جایی این طناب رو قطع کرد، وگرنه گریبان‌گیر عزیزترین‌هام می‌شه ... فکر نمی‌کنم راه حل بدون هزینه داشته باشه ... بنظرم حتی راه حل کم هزینه هم نداره! ... هزینه‌اش زیاده ولی هر چه دیرتر باشه بیشتر و بیشتر می‌شه ... شاید باید هزینه رو به یک طرف تحمیل کرد ... اینبار، طرفی که لایق دریافت این هزینه هست، نه طرفی که تحمل بار هزینه رو داره.

یافتم

سلام

مدتیه به این نتیجه رسیدم که منطق یک امر مستقل نیست و به خیلی از چیزها بستگی داره! اینکه یه حرفی به عنوان استدلالی منطقی پذیرفته بشه بسته به پیش‌فرض‌ها و دانش شنونده داره. یعنی اگر اون مواردی که تو به عنوان دلایل مطرح می‌کنی، برای طرف بیگانه باشه حرف تو منطقی نیست. ولی ممکنه همون دلایل برای شخص دیگری با پیش‌فرض‌های مشابه تو منطقی باشه.
بنظرم منطق در آلمان طور دیگری تعریف می‌شه. من هر چقدر هم که در جمع ایرانی پذیرفته بشم و در استدلال توانا باشم، نمی‌تونم به روش مشابه در یک جمع آلمانی شنونده‌ها رو قانع کنم. برای آلمانی‌ها جنبه خاصی از دلایل مطرحه که برای ما نیست.
بسیاری از مواردی که ما در فرهنگ خودمون به عنوان دلیل منطقی نمی‌شناسیم در اینجا اهمیت فوق‌العاده داره. برای مثال اینکه فلان مهندس این رو گفته بنابراین این کار اینطور درسته در یک جمع ایرانی پذیرفته نمی‌شه. فوری پرسیده می‌شه که فلانی کی هست و چه کاره هست و از کجا معلوم که درست گفته باشه و ... ولی در یک جمع آلمانی اینکه یک فرد متخصص چنین حرفی زده باشه حجته! لازم نیست که تو تخصص اون فرد رو آزمایش کنی و بعد حرفش رو قبول کنی. همینکه بدونی اون یک متخصصه برای پذیرفتن حرفش کافیه!
حالا فرض کن که من برای اثبات حرف‌هام ۳ دلیل دارم. ۱ آقای مهندس فلانی اینطور گفته. ۲ در پروژه‌ای مشابه، با فرض‌های مشابه اینطور گفته شده که اگر تفسیرش کنیم می‌شه همونی که من می‌گم. ۳ اگر قضیه رو ساده کنیم و بطور نظری حلش کنیم، به حرف من می‌رسیم. خب من با توجه به تجربه‌ای که در بحث کردن با ایرانی‌ها دارم از دلایل ۲ و ۳ استفاده می‌کنم. هر دو رد می‌شن و انقدر دلایل رد شدنشون مسخره است که شک می‌کنم که طرف سواد خوندن و نوشتن هم نداشته باشه! ... ولی نکته همینجاست. اون‌ها منطق آلمانی دارن و این دلایل در فرهنگ آلمانی منطقی نیستن. بنابراین رد می‌شن. دلایل ردشون هم در فرهنگ ایرانی منطقی نیستن، ولی برای تمام طرف‌های آلمانی قابل قبولن!
می‌دونم که زدم به در و دیوار و این یادداشت خیلی کسل‌کننده شد. ولی این کشف برای من خیلی بزرگه و فکر می‌کنم که خیلی از مشکلاتم رو حل کنه! من باید روش بحث و استدلال کردنم رو به فرهنگ آلمانی وفق بدم، وگرنه کلام پس معرکه‌ است.

۱۳۹۱ اسفند ۶, یکشنبه

ﺧﻮاﺑﻨﻤﺎ

ﺳﻼﻡ

ﭼﻨﺪ ﺷﺐ ﭘﻴﺶ ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ و ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ اﻭﻣﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮاﺑﻢ. ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ. ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩاﺷﺖ ﻭﺳﺎﻳﻠﺶ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ میﻛﺮﺩ. اﻭﻥ ﺩﻭ ﺗﺎی ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻢ ﺷﺎﻝ و ﻛﻼﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ و ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ. نمیﺩﻭﻧﻢ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺘﻦ ﻳﺎ اﺯ ﻛﺠﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻪ میﺧﻮاﻥ ﺑﺮﻥ ﻧﻴﺎﻭﺭاﻥ ... ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﻛﻪ ﻧﮕﺮاﻧﻢ!

۱۳۹۱ بهمن ۱۵, یکشنبه

یه چیزهایی هست که حتی نمی‌تونی در کنج تنهایی‌ات بگی ...

۱۳۹۱ بهمن ۱۴, شنبه

ممممم ...

سلام

استاد دفعه قبل گفته بود که به به، حالا دیگه مثل قطاری می‌مونه که افتاده رو ریل و باید بریم جلو. کلی ذوق کردم و گفتم که دیگه هنرمند شدم. ولی لامصب از اون موقع نمی‌دونم چی شده که جلو که نمی‌رم هیچ، عقب هم می‌رم.
در کل دیگه سیم دوم رو نمی‌تونم بزنم. همش زیر سر این مشتاقه. خیلی جادار و باز بود، برداشته سیم چهارم هم اضافه کرده. حالا دیگه یه انگشت که می‌زنی همه سیما با هم می‌لرزن ... الآن چند هفته است که برگشتم عقب و نمی‌دونم انگشتام رو کجا بذارم! خلاصه اینکه دفعه قبل که استاد مسیر قطار رو مشخص کرد هیچ فکر نمی‌کرد که ما دنده عقب بریم. از حالا دارم روی توضیحاتی که هفته بعد بهش می‌دم کار می‌کنم ... لامصب درست سر کنسرتش هم این استکبار و دوستاش چنان استرسی به ما دادن که نشستیم به کار و کنسرت استاد رو هم نرفتیم.
چند روزه دارم فکر می‌کنم که کلاس رو بپیچونم. ولی می‌ترسم که این پیچ شروعی بشه برای پایان. از ریحان شرم می‌کنم. بریم حداقل استاد کمی بزندش دلش وا شه!

۱۳۹۱ بهمن ۱۳, جمعه

۲۲ بهمن

سلام

قطعه ها رو که سفارش دادم، استکبار ایمیل زد که اینا چیه؟ با این قطعه ها عمراً نمی تونی به اون سطح نیرویی که می خواستیم برسی ... یعنی این عمراً رو عیناً ترجمه کرد و زد تو صورتم!
از اون موقع روزی دو سه بار به نتایجم شک می کنم. کلی با مدل ور رفتم و بالا و پایینش کردم ببینم مشکلش از کجاشه ولی چیزی پیدا نکردم. تا حالا دو سه بار به تنظیمات مدل شک کردم و هر بار هم یه سکته اساسی زدم که ای وای استکبار حق داره و غلطه. ولی غلط نیست. حداقل تا حالا که نبوده!
نمی دونم. یا استکبار که چند ساله تو این کار تجربه داره و داره تز دکتراش رو همین دور و برا می نویسه بیل تشریف داره یا من باعث می شم که کل پروژه سقوط کنه! ... خدا آخر عاقبت ما رو بخیر کنه ... این استکبار رو هم به راه راست هدایت کنه که بدجوری داره ما رو می زنه ... ایشالله ۲۲ بهمن می زنیم تو دهنش!